"راهپیمایی قدس" چگونه جهانی شد؟ (الحاق ملتهای مغرب زمین، معجزه مدرن!)
بسمالله الرحمن الرحیم
گسترش انقلاب که جلو میرود آمریکا و غرب میخواهند سرزمین سوخته بگذارند و بروند جنگ داخلی راه میاندازند. آمریکا فکر کرد عراق و افغانستان را گرفته، از دو طرف فشار آمریکا و انگلیس، و ایران را هم میگیرد تمام میشود. دید برعکس شد از عراق و افغانستان مجبور شدند بروند و نفوذ انقلاب اسلامی در افغانستان خیلی بیشتر از آنهاست. در عراق هم ملت با انقلاب اسلامی هستند. یک جنگ جهانی در سوریه راه انداختند که تنها حکومت عربی که با اسرائیل نساخته و سر فلسطین خیانت نکرده آن را سرنگون کنند که اگر سوریه را میگرفتند بعد در لبنان حساب حزب الله و مقاومت را میرسیدند و در غزه و فلسطین دیگر خبری از حماس نبود و کلاً قضیه را تمام میکردند. بعد هم میآمدند همین کارهای سوریه را در عراق میکردند و بعد هم به ایران میآمدند. خب انقلاب اسلامی نگذاشت و حضور نظامی مستقیم نه، حضور در حد فرماندهی، مشورت تسلیحات، اگر انقلاب اسلامی نبود عراق و سوریه و لبنان و غزه و افغانستان، همه قضیه تمام بود! هرجا به ما ملحق میشوند حکومت هایشان سقوط میکند اینهاجنگ داخلی و جنگ قومی و مذهبی و قبیلهای راه میاندازند. الان چه باید بکنند؟ مرحله دوم تمدن سازی. مرحله اول، تشکیل حکومت در ایران بود که موفق شد. مرحله دوم گسترش این فرهنگ در جهان اسلام است که دارد موفق میشود. دههاکشور که ملحق بشوند امت اسلامی شکل بگیرد تمدن اسلامی جهانی شکل میگیرد. اینهادر مرحله دوم عقب نشینی کردند. در این اتفاق دارند که اینها باید از بین بروند اما چطوری باید از بین بروند؟ دوتا دسته در روش هستند نه در هدف. هدف هر دو این است که تمدن اسلامی نباید شکل بگیرد انقلاب اسلامی باید سرکوب بشود و متأسفانه نشد. حالا دو دسته شدند یک عده سازش گرا هستند و یک عده تقابل گرا هستند و یک عده میگویند باید محکم و سخت برخورد کنیم به هر قیمتی. یک جریان میگوید ما هرچه با اینهاسخت برخورد کردیم جلوتر آمدند. جنگ تحمیل کردیم، ترور کردیم، کودتا کردیم، تحریم کردیم، در حکومت نفوذ میکنیم ولی باز اینها جلوتر میآیند. این راهپیمایی 22 بهمن که شد بعضی از مقالات اینها را میدیدید که چقدر متعجب و عصبانی هستند. بزرگترین راهپیمایی جهان در ایران اتفاق میافتد. در تمام جهان نیست نه هیچ انقلابی و نه هیچ حکومتی. نه هیچ ضد حکومت چنین جمعیت هایی در هیچ کجای دنیا نمیتوانید بیرون بکشانید. برای این که کسی اینها را از توی خانههابیرون نمیکشد خودشان میایند. ملت خودشان را صاحب میدانند. انتقاد هم دارند مشکلات هم دارند ولی مردم تفکیک میکنند و میگویند تو هر کسی که هستی و هر غلطی میکنی این انقلاب متعلق به خود ماست این سیستم را ما خودمان ساختیم و نگهش میداریم ما اصلاح میکنیم نظارت میکنیم و مشکلات را تحمل میکنیم. این جوکی که خیلی شبیه واقعیت است که میگویند هر سال 22 بهمن مردم میگویند بعضی از مسئولین میخواهند حکومت و جمهوری اسلامی را سرنگون کنند ولی مردم و ملت نمیگذارند. روز قدس میآیند میگویند انقلاب جهانی و آزادی فلسطین. ما به جهان داریم میاندیشیم نه فقط ایران. 22 بهمن میگویند پای آن حرف هایی که زدیم هستیم مشکلاتی و مفاسدی هم اگر هست که هست باید اصلاح بشود دست از انقلاب نمیکشیم. واقعاً این ملت برای چه میآیند؟ یعنی ساندیس اینقدر معجزه میکند؟! ساندیس هم ندیدم به شما بدهند چون من اصلاً بخاطر همان آمده بودم! دعوای این دو جریان دعوای زرگری است جلوی ماها با هم دعوا میکنند که یعنی ما با هم اختلاف داریم. ولی هدف یکی است. اما یک بخش هم واقعاً اینها در روش اختلاف دارند میگویند هرچه بیشتر درگیر میشوی اینها قویتر میشوند ضعیفتر نمیشوند روش دیگری را با اینها پیش ببریم با اینها یکی بشویم مخلوط بشویم آنها را بپذیریم ولی از درون آنها را استحاله کنیم با نفوذ و با پنبه باید سرشان را برید. آنهایی که میگویند نه، باید خشن رفتار کرد میگویند مشکلات ما به عوامل داخلی کشورهاست فرهنگ شان، مذهب شان، تاریخ شان، یک عده هم میگویند نه، تسلط غرب در این 100- 150 سال گذشته این باعث شد که این اتفاقات بیفتد ما اشتباهاتی کردیم وقتی که بر اینها حاکم بودیم. تحقیرشان کردیم. اینها به ایران آمدند و گفتند زنان تان باید برهنه باشند! نفت تان برای ما! تاریخ کشورتان تاریخ هجری پیامبرتان باید تاریخ شاهنشاهی بشود. و... همینطور جلو آمدند. مگر وقتی یک کسی برده شما شد باید هر کاری دلتان میخواهد با او بکنید؟ خب این نتیجه اش شده! بردهها شورش کردند. چه کار کردند؟ آنها میگویند برده شورش کرد معلوم است با برده شورشی باید چه کار کرد؟ باید نابود بشود و درس عبرت بشود. امروز داریم تقریباً تک تک کشورهایی که استکبار جهانی در 100- 150 سال گذشته گرفت یکی یکی داریم پس میگیریم. دوستان توجه کنید اتفاقات بزرگی دارد در دنیا میافتد. در زمان شما اتفاق بزرگی میافتد. گاهی 500 سال میگذرد یک چنین اتفاقاتی نمیافتد. شما الآن شاهد یک اتفاقی هستید که ظرف چند سال 4- 5تا کشور... افتاد. داریم جلو میرویم. از افغانستان تا فلسطین کسی نمیتواند مانع بشود. جریان سازش گرایشان میگویند در جهان اسلام از انقلاب اسلامی شکست خوردیم. نمیفهمید اسرائیل برای اولین بار در تاریخش در این چند سال 5تا شکست پشت سر هم از انقلاب اسلامی خورد. اسرائیلی که در تمام عمرش حتی یک شکست نخورده بود، 5تا شکست پشت سر هم خورد. نخست وزیر اسرائیل هفته پیش گفت ما با غزه وارد شدیم نه با ایران. نه با حتی حزب الله، با غزه جنگیدیم که در مشت مان بود در تمام شهرهایمان موشک خورد. هیئت دولت را بردیم در زیرزمین تشکیل دادیم چطوری می توانیم با ایران درگیر شویم. اسرائیل دارد میافتد. اگر این جنگهای داخلی مذهبی به اسم تکفیری راه نینداخته بودند که از یک طرف شیعه انگلیسی را تقویت میکند و از یک طرف وهابی تکفیری را، این تنها راهی است که جلوی گسترش انقلاب اسلامی را بگیرند. این جریان میگوید ناکامی سیاستهای خودمان را در خاورمیانه درست نفهمیدیم بخش مهم آن که متغیرهای خارجی بود حتی اگر تحولات داخلی بود منشأ خارجی بود یعنی منشأ آن خود ما بودیم ما از دیکتاتورترین رژیمها در کشورهای اسلامی ما از اینها حمایت میکردیم و میکنیم ما اینها را سر کار آوردیم. طبیعی است که اینها تا بگویند مرگ بر شاه پشت سر آن مرگ بر آمریکا میگویند برای این که آمریکا این شاه را آورده و نگه داشته، مدام شعار دموکراسی میدهیم، شعار حقوق بشر هم میدهیم. دیدید که دیروز اوباما گفت ایران آزادیها و آراء مردم را رعایت نمیکند و مردم خودش را سرکوب میکند! آن وقت عربستان مردم خودشان را سرکوب نمیکنند دموکرات هم هستند. وهابیهای تکفیری دموکرات هستند. در همین عراق میدانید چقدر هلی کوپترها و هواپیماهایشان را میگیرند و میزنند میگویند اشتباه شد! خب یکی دو بار اشتباه میشود در همین یکی دو ماه 46 بار اشتباه کردید! 46 بار محموله آوردید سلاح و مهمات برای داعشیها میریزد میگویند ما دیکتاتوریها را ایجاد کردیم هم دیکتاتوریها را در کشورهای اینها سر کار آوردیم و حمایت کردیم و میکنیم و هم از آن طرف میآییم برایشان دموکراسی تعریف میکنیم. خب طبیعی است که اینها قبول ندارند و نخواهند پذیرفت چون دروغ است. ما علیه کشورهای اسلامی مدت هاست داریم مبارزه میکنیم. فکر میکنیم تهدید علیه منافع آمریکا و سرمایه داری غرب است در حالی که میتوانستیم و میدانیم عاقلانهتر رفتار کنیم و اجازه ندهیم این موج اسلام گرایی که بخصوص بعد از انقلاب اسلامی ایران گسترش پیدا کرد اجازه ندهیم به تهدید تبدیل شود بلکه بگوییم فقط یک چالش است. میگوید ما میتوانستیم کاری کنیم با یک کمی عقلانیت و مدارا و عقب نشینی به موقع که این بحران و تهدیدی علیه ما نباشد بلکه یک چالش برای ما باشد. چالش را میشود حل کرد چالش علیه غرب را میشود حل کرد بلکه فرصتی است که بتوانیم تحت عنوان اصلاح و اصلاحات از آن استفاده کنیم کارهای خودمان و فکر خودمان را در آن کشور پیش ببریم ما میتوانستیم تفاوتهای ایدئولوژیک بین غرب و اسلام را بپذیریم حداقل میتوانستیم تحمل کنیم اگر نپذیریم و ما میتوانستیم برای تضعیف اینها که در واقع بیش از آنکه رقیب واقعی بودند بیشتر رقیب خیالی بودند ما با تخیلاتمان اینها (مسلمانان) را بیش از اندازه بزرگ و خطرناک تلقی کردیم و تفسیر کردیم و به رویارویی با اینها رفتیم در حالی که ما میتوانستیم برویم کنارشان بایستیم و با لبخند همراهی کنیم و بعد با پنبه سر آنها را بِبُریم. بگوییم بله اسلام منتهی چه نوع اسلامی؟ اسلام با قرائت لیبرال. باید از اول همین کار را میکردیم. وقتی دیدیم اینها لااقل شدند و ایران را از ما پس کردند و ایران را آزاد کردند جاهای دیگر باید به فکر میافتادیم و یک جورایی به اینها لبخند بزنیم و یک جوری حلش کنیم و نگذاریم اینها با قدرت جلو بیایند. مدام زدیم و مدام سرکوب کردیم و تهدید کردیم اما بدتر شد و اسم آن را گذاشتیم فرآیند دموکراتیک برای مسلمانان در خاورمیانه! بعد آنها میدانند دموکراسی که ما میگوییم دروغ و قلابی است چون تمام دیکتاتورها را ما سر کار آوردیم و شکنجهگاههایشان را ما داریم اداره میکنیم. خب طبیعتاً مقاومت میکنند بعد میگوییم بله مسلمانان خاورمیانه عقب ماندهاند و فرهنگ شان غیر دموکراتیک است اصلاً دموکراسی در خاورمیانه برایشان نامانوس و ناشناخته است در حالی که ما میتوانستیم بگوییم دموکراسی غربی با یک لعابی از مذهب اسلام. همین که برخی از جریانهای سکولار داخل کشور و حکومت خود ما هستند نمیگویند مردمسالاری دینی بلکه میگویند مردمسالاری و دین به مفهوم معنویت فقط. قابل جمع است. یک کاری کنیم هم مردمسالاری باشد و هم معنویت باشد. یعنی دموکراسی لائیک، سکولار، مذهب هم دکور صحنه. انقلاب اسلامی برای تمدنسازی، میگوید مردمسالاری دینی و اسلامی یعنی حاکمان را مردم انتخاب کنند و مردم بر آنها نظارت کنند مردم حاکمان را با رأی شان عزل و نصب کنند اما حرکت سیستم در چارچوب مکتب الهی و اسلام باشد که مردم خودشان هم مسلمان هستند. فرق میکند که بگوییم مردمسالاری دینی یا بگوییم مردمسالاری و دین. آقا هم آزادی باشد هم دین. این دیدگاه سکولار است یعنی آزادی جدا از دین تعریف سکولار دارد دین هم جداگانه تعریف دارد که منافاتی با آن تعریف ندارد. این معنویت و اخلاق شخصی آزادی هم کنارش باشد. دیدید بعضیها میگویند هم مردمسالاری هم دین. یک عده داریم سکولار عریان خشن هستند لائیکها. آنها میگویند یا دین، یا آزادی انتخاب کن. یا دین یا تمدن. یا دین یا حقوق بشر. یا دین یا دموکراسی. مردم سالاری. یا دین یا جمهوری. یک عدهای که سکولاریست ملایم هستند که این دسته تئورسینهای یا استراتژیستهای غربی که میگویند با جنگ و درگیری نمیشود اینها را از بین برد. نگو یا دین یا دموکراسی، بگو هم دین هم دموکراسی. هم دین هم آزادی. خب تعریف دموکراسی چیست؟ بگو معلوم است همین دموکراسی غرب است. دموکراسی لائیک را میگوییم منتهی کنار آن معنویت هم باشد. هم حقوق بشر و هم دین. خب حقوق بشر چیست؟ بشر چه حقوقی دارد؟ همین حقوق بشر طبق تعریف لیبرالیزم یکی اش هم ارتداد است، یکی از آنها هم خودکشی است یکی اش هم سقط جنین است بدون نیاز پزشکی است. الآن سقط جنین با نیاز پزشکی یک بحث دیگر است که شرع هم اجازه میدهد. خب اینها را که شریعت اسلام قبول ندارد چطوری میگویید که حقوق بشر با تعریف لیبرال، در کنار آن دین هم باشد. دین از حقوق بشر یک تعریفی دارد. آزادی، حقوق بشر، جمهوریخواهی و مردمسالاری همه اینها میتوانند تعریف اسلامی داشته باشند که نوع اسلامی آن میشود. غیر اسلامی آن چه چپ و چه راست آن، گفتند این رقیب این قدر خطرناک نبود ما با رویارویی آن را خطرناک کردیم. اینها زخم خوردند، عصبانی شدند. میتوانستیم برویم بگوییم فرآیند دموکراتیک را بپذیریم با همدیگر کار کنیم که پوپولیستها، رادیکالها، توده فریبان و تندروها سر کار نیاید به اسم اسلام، البته آنها که میگویند افراطی، منظورشان انقلاب اسلامی است نه این تکفیری ها. چون خودشان دارند به تکفیریها کمک میکنند اگر افراطی اینها نیستند پس افراطی کیست؟ شما که این همه علیه اسلامگرایی افراطی 40 سال است دارید داد میزنید 30 سال است ما را کشتید از بس فیلم ساختید و سمینار و مقاله و کتاب نوشتید، حالا چطور شد که مصادیق واقعی آن که جلوی دوربین سر میبرند تجاوز میکنند غارت میکنند آدم را زنده زنده میسوزانند چطور اینها الآن افراطی نیستند و غیر مستقیم هم آنها را کمک میکنید؟ بعد انقلاب اسلامی که از عقلانیت و اخلاق و تمدن اسلامی، گفت آنها در جنگ شیمیایی میزنند بزنند ما نمیزنیم. این افراطی است آنها افراطی نیستند! اینهایی که دم خروس نه خود خروس از زیر لباس شان بیرون زده. ما میگوییم برویم با اسلامگرایان متعادل و اعتدالیون نزدیک بشویم و با اینها کار کنیم. خب اینها چه کسانی هستند؟ اعتدال واقعی که همین حرفهای امام بود. هیچ جا نگفت که ما تجاوز کنیم، غارت کنیم، بکشیم، بسوزانیم، کسی را مجبور کنیم مسلمان بشود شمشیر روی گردن مردم بگذاریم که مسلمان بشو! از این حرفها در فقه ما و در اسلام انقلاب نیست مدام آگاهی بخشی بود بله امام گفت این حکومتها و این ظلمه و ظالمین را باید کنار بگذاریم نه این که مردم را مجبور کنیم. اینها وقتی میگویند با اعتدالیون، با دموکراتهای جهان اسلام با هم علیه افراطیون بسازیم. کسی که به شما میگوید تمام حکومتهای وابسته به شما و صهیونیستها بروند ملتهای مسلمان باید خودشان بر خودشان با آزادی و عزت و اقتدار و عدالت حکومت کنند. بگویند اسلامگراها مطلقگراها و ساختار تثبیت شده سیاسی را نمیپذیرند. یک عده گفتند نخیر در چارچوب سیستم سیاسی میتوانند فعالیت کنند، حزب تشکیل بدهند در انتخابات شرکت کنند انقلاب اسلامی که مدام با انتخابات سر کار آمد چطور افراطیگری و توتالیتریزم و دیکتاتوری است که در ظرف 35 سال، 35تا انتخابات برگزار کرده است. کدام انقلاب مادی در دنیا این همه انتخابات برگزار کرده است؟ اصلاً انقلابهای چپ و راست و فرانسه و شوروی تا مدتها اصلاً قانون اساسی نداشتند. امام همان اول گفت قانون اساسی را نمایندگان بنویسند بعداً باز خود ملت به قانون اساسی رأی بدهند. در هیچ کشوری در دنیا چنین اتفاقی نیفتاده است. خود آمریکا که میگویند به این شرط قانون اساسی نویسی، هرگز به رفراندوم یعنی به رأی آحاد ملت گذاشته نشده است حتی یک بار. اینها واقعیت ناکارآمد جوامع خودشان را در یک جهان بهم پیوسته و بهم وابسته، مطلقگراها و افراطیها و ایدئولوژیستها را خودشان کنار میزنند و میایند در چارچوب سیستم سیاسی فعالیت کنند آن وقت ما سوارشان میشویم. چرا با اینها میجنگید؟ بگذارید این موج انقلاب اسلامی بیاید جلوی آن نایستید، بگذارید بیاید همراه آن بشوید. خودت را به آن جلو برسان مسیر را کنترل کن! در اتاق فرمانهای این انقلابها نفوذ کنید، در رسانهها و روشنفکرهایشان و مسئولینشان نفوذ کنید به اینها یاد بدهید که از این به بعد این را بگویید و آن را نگویید! و به جای این که بخواهید به زور کسی را تغییر بدهید سیاستهای انعطاف ناپذیر خودمان را اگر یک کمی تعدیل بکنیم بین عناصر عملگرا و عناصر ایدئولوژیگراها، آرمانگراها و واقعیگراها جدایی بیندازیم در تمام این حکومتها و انقلابیون یا شبهانقلابیون آدمهای واقعگرای لیبرال منش آماده سازش وجود دارد! شما بروید با آنها ببندید. کنار آنها بایستید تا بتوانید کار را پیش ببرید. با سازشگرایان جهان اسلام و ایران ائتلاف کنیم به تدریج اسلامگرایان معتدل را، یک ورود تدریجی به فرآیند سیاسی و حکومتها را برایشان تدارک ببینیم اسلامگرایان افراطی را منزوی کنیم و استفاده از خشونت از طرف آنها کنترل بشود، خشونت از طرف ما اشکالی ندارد! زور در حل و فصل بحران حاکمیت و بحران مشروعیت در منطقه مؤثر نیست نشان داد که ناکارآمد است. هرچه بیشتر زور زدیم اینها بیشتر جلو آمدند. هرچه جنگ و ترور راه انداختیم آخرش اینها پیروز بیرون آمدند. آخرش این کشورها دست اینها افتاد. ایدئولوگهای رادیکال را شناسایی بکنیم، اجازه ندهیم گفتمان مسلط در جبهه اسلام سیاسی در دست اینها بیفتد. نگذاریم تقابل رومانتیک علیه کل مسلمین شکل بگیرد! بگوییم اسلام خوب است و ما با اسلام سیاسی مخالف هستیم. مرحله بعد بگوییم اسلام سیاسی هم خوب است ما با رادیکالها مخالف هستیم به تهش میبینیم اسم اصیلترین انقلابیون را رادیکال و افراطی میگذارند که در رأس آن خود امام است. خود رهبری را هم میگویند اینها نمیگذارند و الا کارها همه حل میشود اینها نمیگذارند و یک مشت هم بدنه مردم که نادان هستند اینقدر نادان هستند که بعد از 35 سال 22 بهمن این همه آدم میآید. اینها نادان نیستند. این همه نادان هستند که با این همه مسائل و مشکلات 30- 40 میلیون آدم توی خیابان میآید زن و پیر و بچه و جوان و باسواد و بیسواد، همه میآیند.
میگوید اگر ما علائق و محاسبه عملگرایانه داشته باشیم با فرض فروپاشی کُند و آرام نظمهای سیاسی وابسته به ما اتفاقی که خواهد افتاد این است که یک رویکردی که درست است مانع نیست اما جامع است حافظ منافع آمریکا و غرب در درازمدت در کشورهای اسلامی باشد حتی خود ایران، ما باید دنبال این نسخه سیاسی برویم و آن وقت در آن صورت واقعبین هستیم. بالاخره در همین ایران و این جوامع هم در طبقات مردم و هم در حکومت، آدمهای غربزده و غربگرا و عاشق غرب هنوز وجود دارند چرا آنها را با یک چوب با اینها میرانیم؟ ما هنوز آنجا پایگاه داریم و میتوانیم پایگاه داشته باشیم. از آنها علیه اینها استفاده کنید که جنگ اسلام و کفر، جنگ ایران و ضد ایران، شکل نگیرد در واقع اینها را دور بزنید و روبرو و سینهبهسینه در برابرشان نایستید. میشود در متن واقعیتهای سیاسی اینطوری با شرایط انطباق پیدا کرد.
دانشگاه کلمبیا یک تحلیلی در این باب منتشر کرد مقاله آن را دوستان میتوانند بروند ببینند. آن بخشی که مربوط به همین مباحث استراتژیک غرب در جهان اسلام تحقیق میکند میگوید ما نگران هستیم که آمریکا دارد به سمتی میرود که حتی منافع داخل خود آمریکا در تقابل با کل اسلام و مسلمین قرار میگیرد یعنی کمکم ما حتی آمار مسلمانهای آمریکا را که بعضیها میگویند حدود 13- 14 میلیون مسلمان در آمریکاست میدانید آمارگیری نمیکند. آمریکا آمارگیری دینی مذهبی نمیکند تا همین الآن اعلام نمیکند که در آمریکا چند نفر مسلمان هستند؟ جالب است که زود برای کشورهای دیگر قانون اساسیهایی مینویسند که بر اساس دین و مذهب تقسیمشان میکنند برای این که اینها تا آخر با هم درگیر بشوند. برای این که غربیها لبنان در تقسیم قدرت میگویند رئیس جمهور باید مسیحی (مارونی) باشد که با غربیها نزدیکتر است. نخستوزیر سنی و رئیس مجلس شیعه باشد. چرا؟ چون همیشه تا آخر، اولاً بین مسلمان و مسیحی، شیعه و سنی، دینی مذهبی نگاه کنند. آنجا نمی گوید دموکراسی، ببینید رأی چه کسی بیشتر است؟ جمعیت شیعه از همه بیشتر است بعد مسیحیها هستند. اینها برعکس قدرت را میچینند اینقدر دموکرات هستند. یا بوسنی (یوگوسلاوی سابق) تجزیه شد. بوسنی را به 3 قسمت تقسیم کردند. کرواتها، صربهای بوسنی و بوشنیاکها یعنی بوسنیها، مسلمانها. حکومت، تقسیم دینی مذهبی و چرخشی شد برای این که تا آخر بین اینها جنگ قدرت باشد. وقتی آمریکا در عراق آمدند و غربیها مسلط شدند خواستند همین کار را در قانون اساسی عراق بکنند، حالا در قانون اساسیشان نیست ولی روال این کار را کردهاند. نخستوزیر شیعه، رئیس جمهور کُرد، اینجا باز به شیعه و سنی آن کاری ندارند یک مرتبه نژاد و قومیت مطرح میشود. نژاد هم نیست، قومیت مطرح میشود. مجلس، سنی. خب حالا اگر این روش تقسیم درست است چرا در قانون اساسی آمریکا اینطوری تقسیم نشده است؟ چرا در انگلیس اینطوری نیست؟ چرا در فرانسه نیست؟ این تقسیمها را در کشورهای خودشان نمیکنند خب اگر همین الآن این تقسیم در خود آمریکا بشود و بگویند بخشی از قدرت برای رنگینپوستها و سیاهپوستهاست. اگر نژادی برخورد بکنید سرخپوستها و سفیدپوستها و اسپانیولیها، مکزیکیها. خب این یک جور تقسیم است چرا این کار را نکردید و نمیکنید؟ یا بگو که بر اساس دین و مذهب، کاتولیکها، پروتستانها، مسلمانها. بعد باید بگوید که در آمریکا 13 تا 15 میلیون مسلمان هست یک بخشی از قدرت را باید دستشان بدهید آنجا این کارها را نمیکنند. شما میدانید طرح ریختند که ایران باید به 7 کشور تقسیم بشود؟! برنامه اینها با جنگهای مذهبی و قومی این است که ایران 7 قسمت بشود. لبنان 3 یا 4 قسمت بشود. سنی، شیعه، مسیحی و گروههای اقلیت دیگر مثل دوروزی و علوی. سوریه را میخواستند 3 قسمت بکنند سنی، علوی، کُرد. حالا نگاه کنید سنی مذهب است، علوی یک جریان و سلیقهای است که از مذهب بیرون آمده، کُرد که مذهب نیست. کُردها به لحاظ مذهب اغلب سنی هستند اگر بحث مذهبی است که اینها سنی هستند. عراق باید سه قسمت میشد. قدرت را تجزیه کردند که تا بعد کشور به سه قسمت تجزیه شود. 1) بخش کُردی. 2) بخش سنی و 3) بخش شیعه. ایران قرار بود بین 5 تا 7 قسمت بشود. ترکها، کُردها، فارسها، بلوچها، ترکمنها و... که اول انقلاب هم بعد از پیروزی شروع به جنگ و ترور کردند. روی حزب خلق بلوچ، خلق ترک، خلق ترکمن، خلق فارس و... اگر این نشد تقسیم مذهبی میکنیم! شیعه و سنی. سنی هم باز شافعی و حنفی. ببینید اینها برنامههایشان است. در کشورهای خودشان این کار را انجام نمیدهند. عرض کردم که میگوید ما خیلی راه حل داشتیم و داریم که داخل اینها برویم و به این شکافها دامن بزنیم! بگوییم تو ترکی، او کُرد است. این درست است؟ بگوید نه درست نیست. به آن فارس بگوییم فلان. میگوید ما چرا از این فرصتها استفاده نمیکنیم؟ جنگ مذهبی و جنگ قومی بین اینها استفاده نکنیم. چرا جلوی همه اینها بایستیم که بخواهیم با همه اینها بجنگیم؟ در بین اینها ما غربگرا داریم هم در حکومتشان و هم جامعهشان، بزرگترین آرزویش این است و شبها خواب میبینند که در خیابان ما دارند قدم میزنند بعد توی خواب میخندند! خب چرا از اینها استفاده نکنیم و چرا میایستیم سینه به سینه؟ هرچه درگیر شدید ما عقب رفتیم. منافع غرب از طریق تعقیب سیاستهای همکاری هوشمندانه با این دولتهای اسلامی که دارند پی در پی تشکیل میشئوند بهتر تأمین خواهد شد. یک سیاست عمومی روشن و سازگار، اسلامگراها هم زیر سایه ما بیایند نمیتوانیم بیش از این رژیمهای دیکتاتور ضد دین را ما بر کشورهای اسلامی تحمیل کنیم و نگهشان داریم. این رژیمهای سرکوبگری مثل شاه و مصر، باعث شدند که احساسات ضد آمریکایی بین مردم در جهان اسلام اینقدر تقویت شد. خمینی سوار این موج شد و رهبری آن را به عهده گرفت. ما برای پرهیز از این وضعیت باید تصمیمگیران ما در آمریکا و اسرائیل و انگلیس درک بهتری از تاریخ اسلام پیدا کنند و برداشتهای مسلمین نسبت به غرب. خواهیم دید اینها از دو چیز عصبانی و ناراحت و متنفر هستند. در این 150 سال گذشته غرب، مسلمین را هم غارت کرد و هم تحقیر.
دوم این که؛ اینها فکر بازگشت به تمدن اسلامی – این عبارتی که به بحث ما مربوط است- میگوید فکر احیاء و بازگشت به تمدن بزرگ اسلامی در سطح جهان مدام دارداینها را وسوسه میکند که ما یک زمانی عزت داشتیم، قدرت داشتیم، نعمت داشتیم، ق درت اول جهان بودیم در علم، در اقتصاد، در سیاسیت، چرا اینطوری برده بشویم و اینقدر تحقیرمان بکنند؟ میگوید این دوتا مسئله را باید اینطوری حل کنیم: 1) باید آنها را مأیوس کنیم از این که تمدن اسلامی دوباره امکان تشکیل داشته باشد! بگوییم تمام شد رفت. تمدن اسلامی یک چیز تاریخی است. دیگر یک امر اجتماعی امروزی نیست. 1) اینها باید از تشکیل مجدد تمدن اسلامی مإیوس بشوند. 2) اینها باید بفهمند که ما تحقیرتان نمیکنیم شما خودتان حقیر هستید! خبما قوی هستیم شما ضعیف هستید، ما تولید کردیم و شما مدام ترجمه میکنید. شما صادر نمیکنید مدام وارد میکنید. شما ادای ما را در میآوید فقط لباسهای ما را میپوشید. شما سبک زندگی را از ما تقلید میکنید. خودتان بیچاره هستید تحقیر نیست حقارت است البته راست هم میگویند تا حقارت نباش تحقیر جواب نمیدهد و الا تو اگر حقارت نداشته باشی صد نفر تحقیرت کنند. مگر یزید نمیخواست حضرت زینب(س) را تحقیر کند؟ حضرت زینب(س) او را چه کرد؟ در تاریخ او را سکه یک پولش کرد! آن بالا امپراطور جهان ایستاده، چوب به لب سیدالشهداء(ع) میزند و میگوید چطوری؟ به حضرت زینب(س) میگوید دیدی خدا چه کارتان کرد؟ یعنی میخواهد بگوید که کارهای ما توجیه مذهبی دارد. زینب یک زن در زنجیر میگوید که اولاً تو آدمی نیستی که من با تو حرف بزنم. این یک. شرایط ایجاب کرده که من جلوی کسی مثل تو بایستم و با مثل تویی حرف بزنم تو لیاقت همصحبتی با من را نداری. دوم) خدا ما را نکشت تو کشتی. دستهای خونین و جنایتکار تو بود. سه) ما نخواهیم مرد و تا ابد زنده هستیم و تو خواهی مرد. خب او میخواست تحقیر کند اما چه کسی تحقیر شد؟ یزید تحقیر شد. دیدید که خودش گفت زودی جلسه را تمام کنید این تا آخر جلسه چیزی برای ما نمیگذارد. زبان این مثل علی پدرش هست. تا حقیر نباشی کسی نمیتواند تحقیرتان کند. یک فکر تشکیل مجدد تمدن اسلامی باید در سر اینها و مخ اینها بیرون بیاید که آقا ما ته تاریخ هستیم دیگر بعد از ما خبری نیست شما هم اگر میخواهید بعد از ما دنبال ما راه بیفتید و تقلید کنید. دوم) کاری کنیم که این موضع ضعف در اینها بماند و تبدیل به کینه نشود یعنی نگویند شما ما را مدام تحقیر کردید. بگوییم نه، نژادها با هم فرق میکند. نژاد ما حقیر است نژاد شما آقاست. اصلاً شما برای آقایی درست شدید و به دنیا آمدید و ما برای بردگی. ما نژاداً با هم فرق میکنیم. همان اصل که امام جواب میدهد که اینها میخواهد به شما حالی کنند که شما نمیتوانید و نمیتواستید ذاتاً نمیتوانید و انبیاء آمدند به شما بگویند شما میتوانید و نژاد شما نژادهای آریایی و شرقی از نژادهای غربی ضعیفتر نیست. اگر قویتر نباشد ضعیفتر نیستیم. به خودتان بیاییدک حالا منظورم همین جمله آخرش بود که فکر تمدن اسلامی نباید در اینها دوباره تقویت بشود. میگوید اگر رهبران غرب، آمریکا و سرمایهداری غرب بدبینی و نفرت مسلمین را حس کنند میتوانند فکری بردارند که منابع این نفرت و بدبینی حذف بشود یا چطور حذف میشود و چطور تقویت میشود؟ این آتش را نگذاریم برافروختهتر بشود. این آتش را امام(ره) و انقلاب اسلامی روشن کرد حالا آتش گر گرفته است و دارد جلو میآید. ما هام نمیفهمیم. میایستیم و میخواهیم با فوت خاموشش کنیم مدام بدتر میشود. جلوی آن نایستیم باید یک فکر دیگری برداریم و آن فکرش هم همین است که عرض کردم. سیاستمداران ما دیگر نمیتوانند این همه بیم و امید و آرزوهای مسلمین را انکار کنند. ژرفای این بدبینی مدام دارد بیشتر و بیشتر میشود فقط نباید بگذاریم اینها در قالب یک جبهه بزرگ جهانی علیه غرب با هم تلفیق بشوند آن وقت غیر مسلمین هم به اینها ملحق میشوند و دارند میشوند. مستضعفین غیر مسلمان در آمریکای لاتین، در آفریقا، در آسیا، آنها هم به اینها ملحق خواهند شد. همه 200 سال است که عصبانی هستند. همه را غارت کردیم. برای این که در دام فرهنگ قطبی و دوقطبی نیفتیم توصیه میکنیم که واکنش خصمانه و توهینآمیز و خشن علیه مسلمین، مداخله خارجی در کشورهایشان در کنار پشتیبانی سنتی که غرب میکرده و هنوز هم میکند از حکومتهای دیکتاتور فاسد ناکارآمد ضد دین در خاورمیانه و کشورهای اسلامی، تجدید نظر بکنیم تا دوباره بتوانیم نظمی که خودمان در جهان میخواستیم در جهان اسلام و در جهان اعاده کنیم. اگر نتوانیم جهان اسلام را کنترل کنیم کنترل و اختیار جهان از دست ما خارج خواهد شد. حالا من سؤال دوستان را جواب بدهم:
سؤال: فرمودند اگر بخواهیم اولویتبندی کنیم برای انتقال الگوها از چه مباحثی شروع کنیم؟
جواب استاد: انتقال چه الگوهایی و به چه کسی و چه چیزی؟ این را دوستمان توضیح بدهند تا من بتوانیم جواب بدهم. انتقال الگوی چه چیزی و به کجا؟
سؤال: فرمودند آیا فعالیتهایی که در فضای مجازی انجام میدهیم مؤثر است؟
بله حتماً. اگر منظورتان الگوهای گسترش انقلاب است بسته به مشکلات و مسائل هر جامعهای و هر مخاطبی به تناسب آن باید همان بخش از معارف و مفاهیم را که نیاز آنهاست بتوانید اولاً خودتان درست بفهمید و بعد درست منتقل کنید. بله فضای مجازی هم عرصه خوبی است بخصوص برای دو جانبه کردن دو گفتگو در سطح جهان با افکار عمومی در دنیا، از جمله همین نامهای که رهبری به جوانان غرب، آمریکای شمالی و جنوب و آمریکا نوشت برای همین بود. این پیام را که رسانههای رسمی نمیرسانند. رسانههای رسمی در غرب مدام میگویند آزادی بیان، آزادی بیان، اینها را که نمیرسانند. آزادی بیان آنها فقط آزادی فحش به انبیاء و ملتهای دیگر، مقدسات و ارزشهای دیگران است و الا آزادی بیان، نقد حتی اعتراض کوچک علیه صهیونیزم آزادی بیان وجود ندارد؟ خب آزادی بیان. خب الآن رهبری یک نامهای نوشته، اگر راست میگویید آزادی بیان است منتشر است و بعد هم علیه آن حرف بزنید. چرا منتشر نمیکنید؟ بله فضای مجازی برای این کار خوب است.
سؤال: آیا این که ایران کمکرسانی میکند موجب نمیشود فکر کنند ما جنگطلب هستیم و تروریزم القاء شود؟
جواب استاد: اولاً ایران اگر به جایی فرستاده به خواست خود آنها فرستاده یعنی مردم، شما الآن بروید عراق ببینید که مردم عراق چقدر دارند ایران را دعا میکنند و اصلاً نگاههایشان خیلی عجیب است. همین اربعین، بین شماها کسی بود که در پیادهروی باشد؟ دیدید مردم عراق چه میکردند؟ این ملتی است که صدام و دشمنان آنها را مجبور کردند 8 سال با ما بجنگند. همینطور که ما دهها هزار شهید دادیم اینها هم دهها هزار کشته دادند صدام و غربیها بین عرب و عجم یک نفرتی ایجاد کردند حتی شیعه عرب با شیعه عجم. ولی دیدید چه شد؟ با التماس ایرانیها را میکشیدند که بیایید من میخواهم چایی و غذا بدهم در حالی که خودش هم فقیر بود. پایش را ماساژ بده، کولش کند، دارو بیاورد، التماس کند، گریه کند. من بخشی از مسیر را که میرفتم چند بار با گریه این مردم شیعه عراق، با گریهها از باب این که دلم برایشان سخت رفتم خانهشان بنشینم چایی بخوریم. همه سنیهای مردم عراق میگفتند اگر به ایران نبود و کمک شما نبود اگر سپاه قدس نبود الآن بغداد و کربلا و نجف و عراق رفته بود. شما نجات دادید. ملت عراق، شیعه و سنی میگویند، طوایف سنی در شمال عراق، سنی که خیلی هم مشکل داشتند و بعضیهایشان در مناطق شمال غرب، مردم سوریه را بروید ببینید به ایران به چه چشم نگاه میکنند؟ بروید لبنان ببینید مردم با چه احترامی به ایران نگاه میکنند. فلسطین و غزه را بروید ببینید. یمن را ببینید. اینها خودشان میگویند کسی به کسی تحمیل نکرده. میگویند ما از طرف قدرتها یا تروریستها مورد حمله قرار گرفتیم فقط شما میتوانید به ما کمک کنید. بعد هم سؤال؟ چطور وقتی آمریکاییها و غربیها از آن طرف دنیا بلند میشوند میآیند این کشورها را میگیرند اینها اشغالگر و جنگطلب نیستند تروریست هم نیستند، بعد ما اینجا که ملتهای همسایه از ما کمک میخواهد کمک بکنیم میشود دخالت در امور بیگانگان. او دخالت نکرده، آمریکا از آن طرف آمده همسایه ما شده! انگلیسیها در اسنادشان زمان قاجار، چون هند و شرق ایران را از ایران گرفته بودند بعد انگلیسی به شاه ایران میگوید ما دوتا همسایهایم ما باید روابط همسایگیمان را حفظ کنیم! انگلیس همسایه ما شده! پدرسوخته تو کجا همسایه من هستی؟ تو آن طرف دنیا هستی آمدی ملتها را گرفتی و داری غارت میکنی به زور خودت را همسایه ما کردی؟ این غربیها (آمریکا و انگلیس) با همه همسایهاند! آن وقت هرکس از خودش یا از ملت همسایهاش که با هم فامیل هستند خانواده هستند و اینها از آنها کمک بخواهند و آنها هم کمک کنند به آنها میگویند شما در امور دیگران دخالت کردید ولی کار اینها دخالت نیست. امام(ره) اولین کسی بود که گفت اگر از این به بعد شما دخالت کنید ما هم دخالت میکنیم! شما اینجا منافع دارید ما هم بغل آمریکا منافع داریم. ما با تو چه فرقی داریم؟ از این به بعد، ما مثل هم هستیم و از موضع برابر با هم حرف میزنیم. دخالت نکن تا دخالت نکنیم.
سؤال: با وجود شرایط کنونی در جهان و اوضاع منطقه، آینده جمهوری اسلامی را چگونه میبینید؟
جواب استاد: آیندهای بسیار درخشانی در پیش است اگر شماها به وظیفهتان عمل کنید. فضای دانشگاهها را ارتقاء بدهید، خودتان رشد کنید، آماده شوید تا در یکی دو دهه آینده کارهایی در جهت تمدنسازی هر کدام هر بخشیاش را انجام بدهید.
سؤال: در چه صورتی به هدف نهایی میرسیم؟
جواب استاد: هدف نهایی، انجام وظیفه است. هیچ وقت هدف نهایی نیست در عین حال، همیشه و هر روز و هر لحظه به هدف نهایی رسیدید اگر وظیفهتان را انجام دهید.
سؤال: در چه صورتی انقلاب اسلامی را از دست نمیدهیم؟
جواب استاد: در صورتی که هزینهاش را بپردازیم.
سؤال: ایران در یمن و انقلاب آن کشور چه نقشی دارد؟
جواب استاد: مردم یمن از ملتهایی هستند که از انقلاب اسلامی الهام گرفتند. ایران حضور فیزیکی در یمن نداشت که بطور غیر قانونی برود آنجا خانههای تیمی داشته باشد. این ارزشها خودش رفت. حتی لبنان که اولین حلقه کشورهای عربی بود انقلاب اسلامی موفقیتهای جدی در آن پیدا کرد. حتی لبنان. شما میدانید وقتی که اسرائیل لبنان را گرفت که بچههای ما از وسط جنگ مثل شهید متوسلیان رفتند نیرو زیاد رفت که بروند بجنگند، امام(ره) پیام داد که مردم لبنان باید بجنگند. الآن جبهه ما جبهه صدام است ما اول باید این را کنار بزنیم. میخواهند بجنگند کمک بخواهند بله ما کمک میکنیم، آموزش میدهیم، حمایت میکنیم، سلاح میدهیم همین طور که آمریکا به اینها سلاح میدهد ما هم از این طرف باید به مظلومین عالم سلاح بدهیم و کمک کنیم ولی به جای شما آنجا نمیجنگیم خودتان باید بجنگید. خب حزبالله در لبنان با الگوهای انقلاب اسلامی به وجود آمد. در یمن همین اتفاق افتاد. حوثیها شیعههای یمن هزار سال اکثریت ملت بودند اینها با قدرت و کودتا حذف شدند ضعیف و فقیر آنها را نگه داشتند و در حاشیه رفته بودند و این حرفهای امام(ره) را شنیدند تکان خوردند. الآن دو میلیون مسلح دارند و یک ارتش 150 هزار نفری آماده عملیات. شدند قدرت اصلی. اکثریت بودند ولی قدرت نداشتند حالا به قدرت هم رسیدند. آن وقت بدون اسلحه توی پایتخت رفتند. آنجا را گرفتند باز نگفتند ما آمدیم گرفتیم گفتند بیایید انتخابات کنیم و همه گروهها با هم همکاری کنیم. شورای ریاست جمهوری دخالت نمیکنیم کشور را آزاد کنیم و بگوییم بفرما. آموزش بله، حمایت میکنیم، کمک میکنیم. الآن در یمن مگر ایران این کارها را کرده است. یمنیها دارند این کارها را میکنند و شعارهایشان «الموت لآمریکا»، «الموت لاسرائیل، لاشرقیه لاغربیه» در لیبی و در جاهای مختلف این اتفاق افتاد. انقلاب رفت. انقلاب صادر شد. انقلاب هر وقت بتواند یک حرکت اجتماعی و یک الگویی بسازد بقیه ببینند شد و میشود، دیگر لازم نیست تو بلند بشوی بروی آنجا انقلاب کنی. اصلاً انقلابی که تو بروی یک جای دیگر بکنی به درد نمیخورد. این دیگر انقلاب آن ملت نیست. ملت خودشان حرکت میکنند. الآن این اتفاق افتاده است.
سؤال: برنامه جمهوری اسلامی برای مقابله با شیعه انگلیسی و مراجعی که به وجود آوردند چیست؟
جواب استاد: اولاً بحث شیعه انگلیسی بحث شخص نبود. بنده اسم هیچ شخصی را نیاوردم. این طرف و آن طرف اسم دو- سهتا از این آخوندها را میبرند و میگویند فلان، اصلاً بحث ما بحث اشخاص نبود اسم هیچ کسی را نبردم مسئله، یک جریان فکری است. برای اینها نیست از قبل هم بوده است. این نوع طرز فکر حتی از صدر اسلام بود. همان شیعیانی که زمان سیدالشهداء(ع) دیدند و شنیدند و توجیه مذهبی کردند و نرفتند و گفتند کربلا نمیآییم ولی بعداً به جایش عزاداری میکنیم! همانها شیعه انگلیسی بودند. یک جریانی است. امام(ره) میگفت که استعمار در حوزه نفوذ کرده و میکند – اینها عین عبارت امام(ره) است – اینها حتی تا مرجعسازی هم پیش میروند. مرجع تقلید هم درست میکنند. یعنی یک کسانی هستند افکارشان اینطوری است لازم هم نیست مزدور باشند. حالا اینها جاسوس هم دارند. چند سال پیش در قم چندتا طلبه گرفتند که اینها از سرویسهای جاسوسی آمریکا و انگلیس پول میگرفتند – بعضی از اینها خودشان آمدند در تلویزیون و رسانهها گفتند – که ما از سرویسهای جاسوسی حقوق میگرفتیم لباسهای آخوندی هم میپوشیدند سر درسها میآمدند و هر ماه گزارش میدادیم چه اتفاقاتی داخل حوزه قم، مشهد، افتاده است؟ بیت فلان مرجع چه گفته؟ فلان مؤسسات پژوهشی چه هستند؟ مؤسسات فعال چه کسانی هستند؟ طلبههای فاضل چه کسانی هستند؟ جریانهای مختلف در جامعه چه کسانی هستند؟ اینها را گزارش میدادیم. لازم نبود که بمب بگذاریم. اسناد لانه جاسوسی را ببینید تا خانه بعضی از مراجع اینها نفوذ کردند- اسمهایشان را نمیبرم خودتان میدانید- زمان امام(ره) دو – سهتا بودند اینها حصر خانگی شده بودند که امام(ره) میگفت مصلحت نیست اینها مجازات بشوند ولی نگذارید فعالیت سیاسی اجتماعی بکنند که فتنه نکنند. مردم را به جان هم نیندازند. همینها بعداً از اسناد لانه جاسوسی درآمد که سرویسهای جاسوسی در خانههایشان و بیتشان نفوذ کرده بودند بچه اینها عامل آنهاست! اینها هست. اسمهایشان را نمیخواهم ببرم! پسر ایشان، حسن شریعتمداری الآن در همین رسانههای بیگانه یکسره میآید صحبت میکند این رابط سیا بود حاضر شد کنار آمریکاییها و کنار بختیار علیه امام(ره) کودتا کند. بعد لو رفت. قطبزاده اعدام شد. بعضی از اینها که در کودتا بودند اعدام شدند بعضیها توبه کردند و اعتراف کردند. امام(ره) گفت ما میترسیم این وسط، به دین مردم صدمه بخورد. حتی امام(ره) گفت همه اعترافات را پخش نکنید! چطور میشود که حاضر میشود این کار را بکند؟ رقابت و حسادت. دشمن میاید از نقاط ضعف ماها استفاده میکند. بنده نقاط ضعف اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، و... دارم هرکسی یک نقاط ضعفی دارد شما دارید من هم دارم، دشمن میآید روی آن پروژه اجرا میکند. امام(ره) گفت اینها در حوزهها تا مرجعسازی پیش میروند. حالا یک عده جاسوس هستند مثل آن طلبهای که او را گرفتند که گفت من هر هفته باید به سفارت گزارش میدادم البته با واسطه، آنها هم حقوق من را میدادند. مشکل مالی داشتم. یک عده هم هستند جاسوس و مزدور نیستند ولی اینها مشکلات شخصی و نفسانی یا مشکلات سیاسی دارند. با این همجهتش میکند و میگوید موتور این روشن است سوار این شویم! بعد به او بگوییم به جای این مسیر، این مسیر را برو. مگر تو نمیخواهی به امام ضربه بزنی؟ خب ما هم میخواهیم! بعضی از اینها ندانسته این کارها را کردند. شیعه انگلیسی اینطوری نیست که همه اینها دارند از لندن دستور میگیرند یا به پوند انگلیسی دارند حقوق میگیرند، بعضیهایشان اینطور هستند بعضیها کمک مالی میشوند اما بعضیهایشان هم نه، بلکه این طرز تفکر غلط و متحجرانه از مسائل دارند.
سؤال: فرمودند که روش دشمنی دشمنان انقلاب فرق دارد مثل دولتمردان ایرانی و آمریکایی و اسرائیل و روشهای مقابل این دو چگونه باشد؟
جواب استاد: باید امر به معروف و نهی از منکر کرد، با بعضیها باید جنگید و مبارزه کرد و بعضیها را هم باید هدایت کرد و نجات کرد. از بعضیها هم باید انتقاد کرد و از بعضیها هم باید حمایت کرد.
سؤال: فرمودند من به عنوان یکی از اعضای این تشکل، متوجه نشدم زمانی که به دانشگاه برگردم برای دانشجویان چه بکنم؟
جواب استاد: نباتداغ درست کن! بحث این بود که با شکلگیری تمدن اسلامی در داخل کشور، و گسترش این فکر در جهان اسلام از نگاه دشمن دارد چطوری تحلیل میشود و چه تاکتیکهایی به کار بردند و خودشان چه چیزهایی میگویند؟ هدف این بود. اگر متوجه شدی که جلسه موفقی بوده اگر نه که سوء تفاهم شده!
سؤال: چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است. بهتر نیست که مشکلات خودمان را حل کنیم؟
جواب استاد: اولاً این که چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است این جمله از کجا آمده؟! چه کسی میگوید این جمله بطور مطلق درست است؟ نه انگلیس، ما داخل خودمان از انگلیس، انگلیسیتر داریم. اگر شما در خانهتان نشستید مردم میخواهند بروند مسجد نماز بخوانند چراغ نیست خاموش است و نمیتوانند مسجد نماز بخوانند اما شما در خانهتان چراغ دارید. بهتر نیست که شما چراغ را بردارید بروید مسجد همه نماز بخوانند؟ اتفاقاً خانهتان نیم ساعت تاریک باشد ولی مسجد روشن باشد. چه کسی میگوید چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است؟! اصل این قضیه. ممکن است بگویید در یک جای خاصی من خودم مشکل دارم آیا رواست که بروم مشکلات دیگری را حل کنم؟ این یک بحث دیگر است. آن یک اصل اسلامی دیگری است. آن اصل اسلامی این است که شما چه در تبلیغ و فرهنگسازی، چه در کمک، در هر دو باید از نزدیک شروع کنی و به دور بروی. این درست است. قرآن به پیامبر(ص) میفرماید: «أنذر عشیرتک الاقربین» اول از خویشان و نزدیکانت شروع کن و بعد تا عمق جهان برو. میگوید از اینجا شروع کن ولی نمیگوید به اینجا ختم کن. خداوند به رسولالله میفرماید «أنذِر عشیرتک الاقربین» از نزدیکانت شروع کن، اما آیا میگوید همان جا هم تمامش کن؟! یا بعد میگوید بگو که «إنّی رسولالله کافه» من فرستاده خدا برای همه بشریت هستم. خب انقلاب اسلامی یعنی حرف پیامبر را به دنیا برساند وگرنه خودش که از خودش حرفی ندارد کاری ندارد. این یک. کمک مالی هم میگویند از نزدیکان خودش شروع کند بعد به فقرا دیگر بدهد. این هم درست است این هم اصل اسلامی است ولی گفتند از اینجا شروع کن نگفتند به اینجا ختم کن. اگر جای دیگری هم دستت میرسد باید بکنی.
سوم این که، این رقمهایی که میگویند ایران دارد به فلان جا کمک میکند دروغ است. بسیاری از اینها حمایتهای مالی نیست بلکه بخش مهمی از اینها دروغهای تبلیغاتی است.
نکته چهارم، در فرهنگ اسلامی، همین قرآن وقتی مؤمنین را تعریف میکند میفرماید انفاق میکنند از آنچه که دوست دارند و نیاز دارند. اصلاً ایثار یعنی همین. تکامل اخلاقی یک انسان، بگوید که کسی هست گرسنهتر است، گرفتارتر است، او دارد نابود میشود. من امروز گرسنگی میکشم به این میدهم که زنده بماند. اصلاً همه اینها را کنار بگذارید این در صورتی است که مسلمانانه فکر کند. الآن میخواهم مادی محض فکر کنیم اصلاً اسلام و اخلاق را کنار بگذار. انسانیت را کنار بگذار. اگر یک کسی دشمن من است و دشمن توست دارد از آن طرف میآید اول سر وقت تو آمده، بعد میخواهد سر وقت من بیاید. اگر من الآن به تو کمک کنم برای این که او را بزنی به نفع خودم عمل کردم یا نه؟ منافع ملی مادی من است. آمریکا و اسرائیل 35 سال است که میگویند میخواهیم حمله کنیم، آی آمدیم، آی تحریم میکنیم، الآن بمب اتم میزنیم. مثل یک لات چاقوکش از آن طرف میآید و مدام دارد برای ما رجز میخواند. آی آمدم الآن تیکه تیکهات میکنم، الآن خانهات را آتش میزنم و... بعد این وسط، یک کسی آن جلو با او درگیر شده و یقهاش را گرفته، حالا من اینجا بگویم نه دیگر من دخالت نمیکنم بگذار اول تو را بزند بعد بیاید سراغ من! بعداً تصمیم میگیریم! این عقلایی است؟ این دفاع از منافع ملی است؟ عقلانیت مادی محض میگوید وقتی این دارد آنجا در مرز اسرائیل، در سوریه، در عراق، در لبنان، در یمن با او میجنگد، همانجا کمک کن نگذار خلاص بشود بیاید. یک کاری کن همانجا زمین بخورد. مادی محض هم باشی همین را میگویی که بگذار آنجا بخورد.
نکته یعدی این که خود آمریکا و غرب دارد چه کار میکند؟ در کشورهای دیگر علیه ما جنگ راه میاندازند. خب ما به جای این که در ایران با آنها بجنگیم، آنهایی که فقط مادی فکر میکنند به نظرشان این محاسبه اشتباهی است یا درست است؟ منافع مادی در همین است. مثلاً دزد آمده خانه بغلی را دارد میزند، گفته بعد هم سراغ خانه تو میآیند، او با آن درگیر شده، من الآن اینجا 4تا قلوهسنگ هم به این خانه همسایه برسانم که این توی سر او بزند به نفع خود من نیست چون بعد از خانه او قرار است خانه من بیاید! خب همانجا با او درگیر بشوم بهتر است تا این که اینجا بیاید خانه را آتش بزند و اینجا با او بجنگیم!
حضرت امیر(ع) فرمود آن ملتی که میفهمد دشمن میخواهد سراغش بیاید بعد میایستد تا بیاید این قوم حتماً ذلیل میشود. «ما غُزِی قومٌ قَطّ فی عقر دارهم إلاّ ذلّوا» (نهجالبلاغه/ فرازی از خطبه 27) هیچ ملتی از عمق دار و خانه خودش مورد حمله قرار نگرفت مگر این که ذلیل شد. اگر قرار است با ما درگیر شوی چرا میایستی او بیاید در خانه و اتاق تو با تو درگیر شود؟ قبل از این که به اینجا برسد برو با آن درگیر شو و نگذار داخل بیاید بعد صدمات صدبرابر میشود. پس مادی محض هم فکر کنید کمک ما به آنها عقلانی است. سؤال: یک عبارتی را اینجا بحث کردند که استراتژی امام چه بود؟ شما چرا وقتی اسم آمریکا و اسرائیل میآید آن نفرتی که لازم است در شما دیده نمیشود؟
جواب استاد: چه کار کنم؟ باید یقهام را چاک بزنم و پاره کنم؟
سؤال: امام اردوگاه دشمن را چگونه به آتش کشید؟
سیاست خارجهتان بناست چطوری باشد؟ بناست در مسائل دیگر دخالت نکنید؟ یعنی ما حساب بقیه را برسیم بعد هم سراغ خودت بیاییم. ما این واقعیت و حقیقت را در سیاست خارجی و بینالملل اسلامیمان بارها اعلام کردیم یک بار دو بار نیست مخفی هم نمیکنیم. در صدد گسترش و نفوذ اسلام در جهان هستیم. در صدد کم کردن سلطه جهانخواران در تمام جهان بوده و هستیم. دست و پای آمریکا و اسرائیل و شوروی را باید ببندیم و بگوییم باید عقب بروید و دست از سر ملتها بردارید. اگر نوکران آمریکا این سیاست ما را تفکر تشکیل امپراطوری بزرگ مینامند باکی نداریم استقبال میکنیم. میگوید شما مدام میگویید میخواهند امپراطوری بزرگ درست کنند. خیلی خب اسم آن را امپراطوری میگذارید؟ باکی نداریم بله میخواهیم امپراطوری درست کردیم شاید هم کردیم شد. تا حالا شما امپراطوری ظلم و جور درست کردید. فرض کنید امپراطوری عدل و توحید و برابری باشد اسم آن را میگذارید امپراطوریای که در صدد خشکاندن ریشههای فاسد صهیونیسم، ریشههایش را بزنیم. سرمایهداری و کمونیزم هستیم. امام(ره) صریح همان موقع، ما در جنگ با همان مشکلات، زمان قطعنامه که جنگ تمام شد همه گفتند خب حالا دیگر اینها میروند سر جایشان مینشینند آن موقع امام این حرفها را میزند که حکومتهای وابسته به صهیونیزم و خود اسرائیل، سرمایهداری و کمونیستی را به کمک ملتهایتان بخشکانید. به لطف خداوند بزرگ نظامهایی را که در این سه پایه استوار شدهاند پایین بکشید که تا دروس دیپلماتیک سازگار است. میخواهیم نظام اسلام رسولالله را در جهان استکبار، یعنی در خود غرب ترویج کنیم و دیر یا زود ملتهای دربند شاهد این خواهند بود ما کارمان را خواهیم کرد. ما با تمام وجود از گسترش باجخواهی آمریکاییها و مصونیت کارگزارانشان حتی اگر با مبارزه قهرآمیز یعنی با جنگ مسلحانه باشد جلوگیری خواهیم کرد. انشاءالله ما نخواهیم گذاشت از کعبه و حج، این منبر بزرگ بر بلندای بام انسانیت صدای سازش با آمریکا و شوروی و کفر و شرک نواخته شود. از خدا میخواهیم که این قدرت به ما بدهد که نه تنها از کعبه مسلمین بلکه از کلیساهای جهان هم ناقوس مرگ بر آمریکا و مرگ بر شوروی را به صدا دربیاوریم. یعنی حتی غیر مسلمانها. برای جهانخواران جهنمی درست کردیم. مسلمین جهان و محرومین غیر مسلمان، محرومین سراسر گیتی از این برزخ بیانتهایی که انقلاب اسلامی ما برای جهانخواران آفریده احساس غرور و آزادی کنند. میگوید میبینید که ما چه جهنمی برای اینها درست کردیم؟ امام(ره) به ملتها میگوید شما احساس غرور کنید و خوشحال بشوید و به ما ملحق شوید. ما جلو راه افتادیم شما هم پشت سر ما بیایید. امروز همان گونه که فعالیتهای وسیعی برای به سازش کشیدن ما با کفر و شرک در جریان است برای خاموش کردن شعلههای خشم ملت فلسطین ادامه دارد. اینها پیشرفت انقلاب ماست، مسئله فلسطین مرده بود ما دوباره زندهاش کردیم. با مرکب خون جلو برویم. این جنگ ما، جنگ با صدام نبود که تمام شد امروز جنگ ما – خیلی این تعابیر عجیب است. دلم میخواهد مسئولین ما اینها را در همه دورانها ببینند اینها سانسور میشود. باور میکنید یک وقتهایی من اینها را میخواندم میگفتند این حرفها برای کشور مضرّ است! بعد گفتم حرفهای امام است. آنها هم گفتند حالا امام یک وقتی این حرفها را زده خدا بیامرزدش! جزو مسئولین رده بالای همین کشور بود گفت خدا امام را رحمتش کند امام رفت، شرایط دنیا عوض شده است. بعضی از این خودیها از این جملههای امام بیشتر میترسند تا دشمن- معتقدین به اصول انقلاب اسلامی ما، در سراسر جهان رو به فزونی نهادهاند. دائم دارند ملحق میشوند. ما این را سرمایه بالقوه انقلاب خودمان تلقی میکنیم. اگر شما در دهتا کشور نفوذ پیدا کردید یعنی بازوی تو بلندتر شده! یعنی عقبه استراتژیک تو قویتر شده است. آمریکا از آن طرف دنیا میگوید من بخاطر اقتدار ملی و منافع ملی آمریکا این طرف دنیا میآیم میجنگم! خب تو هم بخاطر منافع ملیات بجنگ. خب دشمنت هم که دارد این کار را میکند. اگر فقط هم بگوییم منافع مادی ملی. آنهایی که با مرکب خون طومار حمایت از ما را در سراسر جهان امضاء میکنند و ملتهای دیگر به ما ملحق میشوند و با سر و جان، دعوت انقلاب را لبیک میگویند به یاری خداوند کنترل همه جهان را به دست خواهند گرفت. – جملهها را دقت میکنید که امام چه میگوید؟ - میگوید طرفداران انقلاب ما کنترل سراسر جهان را به دست خواهند گرفت. آینده دنیا برای ماست. دیگر نوبتی هم باشد نوبت ماست تا حالا نوبت شماها بود. امروز جنگ حق و باطل، جنگ فقر و غنا – تمدن اسلامی از اینجا شروع میشود – جنگ استضعاف و استکبار، جنگ پابرهنهها و مرفهین بیدرد شروع شده است. به ما میگویند دخالت نکنید از بقیه حمایت نکنید شما دخالت میکنید چرا ما دخالت نکنیم؟ امام(ره) میگوید من صریحاً میگویم دست و بازوی همه عزیزانی که در سراسر جهان کوله مبارزه بر دوش گرفتهاند و عزم جهاد در راه خدا و اعتلای عزت مسلمین را کردهاند میبوسم. میگوید هرکسی سلاح برداشته و دارد به نفع اسلام و علیه استکبار میجنگد من دست او را میبوسم. و سلام و درودهای خالصانه خود را به همه غنچههای آزادی در سراسر جهان نثار میکنم و به ملت عزیز و دلاور ایران هم عرض میکنم. بعضیها میگفتند چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است بعضیها میگویند آقا کشور خود ما هنوز مشکلات اقتصادی هم دارد خب اول همه مشکلاتمان را حل کنیم بعد برویم! اولاً من سؤال میکنم که چه زمانی همه مشکلات حل میشود؟ اصلاً کدام کشوری در دنیا میتواند بگوید همه مشکلات اقتصادیمان را حل کردیم؟ مگر مشکلات تمام میشود؟ باید نسبی نگاه کنیم.
میگوید یک نکته هم به داخل عرض کنم. ملت شریف ایران خداوند آثار و برکات معنویت شما را به جهان صادر کرده است دارید معلم جهان میشوید. قلبها و چشمان شما کانون حمایت از محرومان جهان شده است. شراره کینه شما جهانخواران چپ و راست را ترسانده و به وحشت انداخته است. همه میدانیم کشور ما سختیها و مشکلاتی تحمل کرد کسی مدعی نیست طبقات محروم و کمدرآمد و بخصوص اقشار کارمند و اداری در تنگنای اقتصادی نیستند. نمیگویم همه وضعشان خوب است ولی آن چیزی که همه مردم ما فراتر از آن را فکر میکنند مسئله حفظ اسلام و اصول انقلاب است. مردم ایران ثابت کردند که تحریم را تحمل میکنند ولی شکست انقلاب و ضربه به اصول انقلاب را نمیپذیرند. شکم یا شرف، کدام مهمتر است. میگوید ملت شریف ایران همیشه در مقابل شدیدترین حملات همه جهان کفر علیه انقلاب، مقاومت کردهاند که مجال ذکر آن نیست.
و بعد خطاب به مسئولین میگویند که درست است که در درجه اول، وظیفه شما رسیدگی به مسائل اقتصادی کشور است اما یک چیزی از آن هم مهمتر است و آن احیای عزت اسلام و مسلمین در جهان است که همه انبیاء برای آن آمدهاند. میگوید آن از همه اینها مهمتر است.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته
هشتگهای موضوعی